تبليغاتX
کلبه تنهایی من
غریب آشنا

      من غریب آشنا که در کوچه پس کوچه های تنهایی قدم می زند، که شاید دوستی را بیابد ولی دوستان را چه شد،آری کوچه ها هم دلشان گرفته چون غریبی از آنجا نمی گذرد چه رسد به دوستی که هر روز تنهاییش را پر می کرد ، تا درد تنهاییش را برای او بازگو کند و سفره دلش را برایش پهن کند تا شاید کمی از دردش کم شود.آری کوچه هم دل دارد.

شایذ این اشتباه است که می گویند (دوری و دوستی) چون هرچه غربت ما سخت تر و دورتر شد دوستان با ما غریب تر شدند.

دیگر کسی سوال این غریب آشنا دل شکسته را نمی کند.

 دوستان را چه شد

note169

note169

به خط عبدالحمید در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت 15:55 | لینک ثابت |

خانه ي دوست كجاست؟
سلام

می بخشید خیلی وقته نبودم آخه مسافرت بودم.

این آپم رو به درخواست Man68 رفیق خیلی خوبم می زارم.

امیدوارم خوشتون بیاد.


خانه ي دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه ي نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت
نرسيده به درخت
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه ي پرهاي صداقت آبي است
مي روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد
پس به سمت گل تنهايي مي پيچي
دو قدم مانده به گل
پاي فواره ي جاويد اساطير زمان مي ماني
و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد
در صميميت سيال فضا خش خشي مي شنوي
كودكي مي بيني
رفته از كاج بلندي بالا جوجه بردارد از لانه ي نور
و از او مي پرسي)
خانه ي دوست كجاست؟...

به خط عبدالحمید در دوشنبه شانزدهم دی 1387 ساعت 15:52 | لینک ثابت |

 
< onLoad and onUnload Example

دفتر یادداشت > < دفتر یادداشت >