
من غریب آشنا که در کوچه پس کوچه های تنهایی قدم می زند، که شاید دوستی را بیابد ولی دوستان را چه شد،آری کوچه ها هم دلشان گرفته چون غریبی از آنجا نمی گذرد چه رسد به دوستی که هر روز تنهاییش را پر می کرد ، تا درد تنهاییش را برای او بازگو کند و سفره دلش را برایش پهن کند تا شاید کمی از دردش کم شود.آری کوچه هم دل دارد.
شایذ این اشتباه است که می گویند (دوری و دوستی) چون هرچه غربت ما سخت تر و دورتر شد دوستان با ما غریب تر شدند.
دیگر کسی سوال این غریب آشنا دل شکسته را نمی کند.
دوستان را چه شد

note169