تبليغاتX
کلبه تنهایی من
غریب آشنا

      من غریب آشنا که در کوچه پس کوچه های تنهایی قدم می زند، که شاید دوستی را بیابد ولی دوستان را چه شد،آری کوچه ها هم دلشان گرفته چون غریبی از آنجا نمی گذرد چه رسد به دوستی که هر روز تنهاییش را پر می کرد ، تا درد تنهاییش را برای او بازگو کند و سفره دلش را برایش پهن کند تا شاید کمی از دردش کم شود.آری کوچه هم دل دارد.

شایذ این اشتباه است که می گویند (دوری و دوستی) چون هرچه غربت ما سخت تر و دورتر شد دوستان با ما غریب تر شدند.

دیگر کسی سوال این غریب آشنا دل شکسته را نمی کند.

 دوستان را چه شد

note169

note169

به خط عبدالحمید در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت 15:55 | لینک ثابت |

 
< onLoad and onUnload Example

دفتر یادداشت > < دفتر یادداشت >