تبليغاتX
کلبه تنهایی من
كاش

كاش ديواري بود و مي شد به ان تكيه كرد

در اين بيابان سوت و كور

گرم و سرد

بي پايان و نا محدود

چه كسي دست مرا خواهد گرفت و مرا به اوج ها خواهد برد

كاش كه ديواري بود و به آن تكيه مي كردم

در اين بيابان خيلي احساس بي كسي مي كنم

كسي نيست به آن تكيه كنم

دلم گرفته

دلم هواي دوست را كرده

دوستي كه به او تكيه كنم

كاش دست دوستي بود و دست مرا مي گرفت تا در اين پرتگاه بي كسي نيفتم

تقصير از خودم است

دوست چه گناهي دارد

در داستان ها خواندم كه کتف يكي از بهترين جاهاي بدن است

ولي در اين بيابان بي كسي سرم را بر روي شانه ي كه بگزارم

و هق هق گريه كنم

ولي مرد نبايد بگريد

سرم را بر روي شانه كه بگزارم و درد دلم را بگويم

دلم گرفته از اين تنهايي

دلم گرفته از اين بيابان

كي به آبادي مي رسم و از اين بيابان خلاص مي شوم

كاش ديواري بود

كاش دوستي بود

كاش بيابان به پايان برسد

note169

به خط عبدالحمید در سه شنبه هشتم بهمن 1387 ساعت 15:4 | لینک ثابت |

 
< onLoad and onUnload Example

دفتر یادداشت > < دفتر یادداشت >